یاداشت روز

سروده شعر در شب شهادت حضرت زهرا (س)

دل شب از سوز غم زهرا، چراغ گریه می‌خواهد

مدینه در سکوت خویش، صدای ناله می‌کاهد

درِ خانه، گنج عالم؛ پشتِ در غربت نموده

جهانِ بی‌حیا آن روز، نور حق را سخت آزرده

کبوتران کوچه دیدند، پهلوی خورشید افتاده

زمین و آسمان لرزید، ظلمتِ آن دَم بیداده

یتیمانِ علی آن روز، با اشکِ بی‌صدا ماندند

قدِ کوچک، کنار مادر؛ غم را بی‌ار‌صدا خواندند

از آن مصیبتِ پنهان، تاریخ شرمسار آمد

و امّتِ ناآگاهش، در امتحانِ خار آمد

پس از زهرا، علی تنها… پس از زهرا، جهان غم شد

مدینۀ بی‌حیا، خون شد؛ بغضِ قرن‌ها کم شد

و تا کربلای خون‌بارش، راهی از این غربت رفت

چهل منزل، چهل آتش؛ کاروانِ داغ را می‌گفت

خونِ زهرا در رگِ تاریخ، نامِ زینب را فریاد است

از آن روزی که داغ مادر، تا دشتِ عاشورا باد است

امامینِ غریب عشق، در ماتمِ زهرا خمیدند

قرن‌ها بعد از آن ظلمت، همچنان مظلوم دیدند

و ما، منتظر نشسته؛ صاحب‌الامری که می‌آید

جهانِ خسته را یک روز، از غمِ زهرا رها سازد

دعای بی‌قراری‌ها، در نیمه‌شب زلالِ ماست

فرج یعنی بهارِ خون؛ آغازِ عدلِ آلِ ماست

ای فاطمه! به رسم عشق، ما را به گریه زاده‌ای

تا در مسیر اولیا، با آهِ تو آماده‌ایم

هنوز از کوچه‌های تو، برمی‌خیزد صدای درد

و ما تا صبحِ آمدنش، بر غربتت دم می‌زنیم…

شاعر عادله رحمانی

شب شهادت حضرت زهرا (س)

۱۴۴۷هجری قمری

بردسکن

عادله رحمانی

درباره عادله رحمانی

سردبیر پایگاه خبری بردسکن خبرنگار روزنامه های هدف اقتصاد، اقتصاد سازندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *