یاداشت روز

از ارز و واردات تا چاپخانه؛ مطبوعات چرا باید هزینه ابهام در زنجیره تأمین را بپردازند؟

کاغذ؛ بهای یک زنجیره شفاف‌نشده

به گزارش انحصاری پایگاه خبری بردسکن

کاغذ برای مطبوعات فقط یک کالای مصرفی نیست؛ بخشی از زیرساخت تولید خبر و استمرار رسانه مکتوب است. هر نوسان در قیمت آن، مستقیماً هزینه انتشار روزنامه و نشریه را افزایش می‌دهد و در نهایت بر تیراژ، تعداد صفحات، اشتغال و توان رسانه برای تولید محتوای حرفه‌ای اثر می‌گذارد.
در ماه‌های اخیر، بازار کاغذ بار دیگر با افزایش قیمت و نوسان مواجه شده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، قیمت کاغذ روزنامه در مقاطعی به حدود ۱۷۰ هزار تومان برای هر کیلوگرم رسیده و فعالان بازار، عواملی همچون کاهش واردات، تأخیر در تخصیص ارز و شرایط متغیر بازار را از جمله عوامل اثرگذار بر قیمت‌ها دانسته‌اند.
اما مسئله فقط «گران‌شدن کاغذ» نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که قیمت کاغذ در کدام حلقه از زنجیره تأمین شکل می‌گیرد و سهم هر حلقه در قیمت نهایی چقدر است؟

مسئله از قیمت شروع نمی‌شود

کاغذ پیش از رسیدن به چاپخانه، مسیری طولانی را طی می‌کند؛ از ثبت سفارش و تأمین ارز گرفته تا خرید خارجی، حمل‌ونقل، بیمه، ترخیص، انبارداری، تأمین مالی و در نهایت توزیع.
در چنین زنجیره‌ای، صرف اعلام قیمت نهایی برای حل مسئله کافی نیست. آنچه بازار و مصرف‌کننده حرفه‌ای نیاز دارد، قابلیت رهگیری و شفافیت در مسیر شکل‌گیری قیمت است.
اگر افزایش قیمت ناشی از رشد هزینه واردات، حمل‌ونقل، ارز یا تولید باشد، باید سهم هر عامل قابل محاسبه باشد. اگر در بخشی از زنجیره، واسطه‌گری یا اختلال در توزیع وجود دارد، آن نیز باید با داده و بررسی کارشناسی مشخص شود.

از «مافیای کاغذ» تا مطالبه سند

در سال‌های اخیر، تعبیر «مافیای کاغذ» در فضای رسانه‌ای و میان فعالان این حوزه مطرح شده است؛ اما یک تعبیر رسانه‌ای، به‌تنهایی سند اثبات وجود یک شبکه سازمان‌یافته نیست.
مطالبه حرفه‌ای رسانه باید چیز دیگری باشد: سند، داده و امکان رهگیری.
چند پرسش روشن می‌تواند بخش مهمی از ابهام را کاهش دهد:
چه میزان ارز برای واردات کاغذ تخصیص یافته است؟
چه میزان کاغذ با این ارز وارد کشور شده است؟
چه مقدار از کالای واردشده ترخیص و در بازار توزیع شده است؟
مسیر توزیع از واردکننده تا مصرف‌کننده چگونه بوده است؟
و فاصله میان هزینه تمام‌شده و قیمت نهایی فروش در هر مرحله چقدر است؟

پاسخ شفاف به این پرسش‌ها، بسیار مؤثرتر از تکرار اتهام‌های کلی است.

یک پرونده؛ ضرورت رهگیری بیشتر

در ماه‌های گذشته، درباره یک پرونده مرتبط با تخصیص ۱۳ میلیون دلار ارز برای واردات کاغذ نیز گزارش‌هایی منتشر شده است؛ پرونده‌ای که در آن درباره میزان کاغذ واردشده و تعهدات مرتبط با واردات، اختلاف و پیگیری قضایی مطرح شده است.
این پرونده، فارغ از نتیجه نهایی رسیدگی‌های قانونی، یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: در کالایی که با منابع ارزی و سیاست‌های حمایتی دولت وارد می‌شود، مسیر ارز تا کالای نهایی باید قابل رهگیری باشد.
این یک مطالبه عمومی برای شفافیت است، نه پیش‌داوری درباره مسئولیت اشخاص یا شرکت‌ها.

مطبوعات؛ آخرین حلقه و کم‌توان‌ترین حلقه

روزنامه و نشریه در تعیین نرخ ارز، واردات، ترخیص یا شبکه توزیع نقشی ندارند؛ اما در نهایت باید هزینه افزایش قیمت کاغذ را بپردازند.
رسانه‌ای که با افزایش هزینه مواد اولیه، چاپ و توزیع مواجه می‌شود، ناگزیر با انتخاب‌های دشواری روبه‌رو خواهد شد؛ کاهش تیراژ، کاهش صفحات، افزایش قیمت یا کاهش هزینه‌های تولید محتوا.
نتیجه هرکدام از این انتخاب‌ها، تنها یک مسئله اقتصادی برای یک بنگاه رسانه‌ای نیست. استمرار رسانه‌های حرفه‌ای، بخشی از زیرساخت اطلاع‌رسانی جامعه است.

تولید داخلی؛ راه‌حل بلندمدت، نه شعار کوتاه‌مدت

تقویت تولید داخلی کاغذ می‌تواند بخشی از وابستگی به واردات را کاهش دهد، اما تولید داخلی نیز بدون حل مسائل مواد اولیه، انرژی، سرمایه در گردش، فناوری، تجهیزات و سیاست قیمت‌گذاری پایدار، به‌تنهایی پاسخ کامل بحران نیست.
گزارش‌های منتشرشده درباره صنعت کاغذ نیز نشان می‌دهد که برخی تولیدکنندگان داخلی هم‌زمان با مشکلاتی مانند افزایش هزینه تولید، وابستگی به بخشی از مواد اولیه وارداتی و محدودیت‌های انرژی روبه‌رو هستند.
بنابراین، حمایت از تولید داخلی باید از مرحله شعار عبور کند و به یک برنامه قابل سنجش برای افزایش ظرفیت، کاهش هزینه و ایجاد امکان رقابت تبدیل شود.

راه‌حل؛ شفافیت پیش از مداخله

بازار کاغذ بیش از هر چیز به یک زنجیره شفاف نیاز دارد؛ زنجیره‌ای که در آن بتوان از تخصیص ارز تا ورود کالا، از ترخیص تا انبار و از توزیع تا قیمت نهایی را بررسی کرد.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌عنوان متولی حوزه رسانه می‌تواند در کنار دستگاه‌های اقتصادی و نظارتی، مطالبه شفافیت این زنجیره را پیگیری کند؛ نه صرفاً برای کاهش قیمت کاغذ، بلکه برای ایجاد یک بازار قابل پیش‌بینی برای ناشران و مطبوعات.

مطالبه رسانه‌ها نیز روشن است: نه قیمت‌گذاری دستوری بدون پشتوانه، نه حمایت‌های غیرشفاف؛ بلکه دسترسی به اطلاعاتی که نشان دهد قیمت چگونه شکل گرفته است.

کاغذ گران، یک مسئله اقتصادی است؛ اما ابهام در مسیر شکل‌گیری قیمت، مسئله‌ای بزرگ‌تر از گرانی است.

تا زمانی که پاسخ روشنی برای این پرسش وجود نداشته باشد که «کاغذ از ارز تا چاپخانه چه مسیری را طی می‌کند و در هر حلقه چه هزینه‌ای به آن افزوده می‌شود؟»، هر افزایش قیمت، دوباره می‌تواند به موجی از ابهام و بی‌اعتمادی منجر شود.

شفافیت در زنجیره تأمین کاغذ، پیش‌شرط حمایت واقعی از مطبوعات است.

انتهای پیام 

عادله رحمانی

درباره عادله رحمانی

سردبیر پایگاه خبری بردسکن ، خبرنگار روزنامه های خراسان، هدف اقتصاد، اقتصاد سازندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *