فرهنگی و هنری

شمعدانیِ خون‌بار؛ روایت انتظار، بوسه و گلبرگ ششم

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری بردسکن

گلبرگ ششم:

روی تک طاقچه اتاق پانزده متری، گلدانی بود شمعدانی . درست بالای سر تخت یک نفره چوبی. هر روز برگ هایش را نوازش می‌کرد و دستی روی گونه اش می‌کشید و بوی شمعدانی را مهمان صورتش میشد. از یادآوری بوسه های معشوقه اش تنش مورمور می‌شد. کار اش شده بود هر وقت شمعدانی گل جدید باز کند، گلبرگ هایش را بشمارد. به او قول بود وقتی گلی با شش گلبرگ باز شود، دوباره به دیدنش بیاید. همیشه سر شمارش گلبرگ پنجم خنده اش می‌خشکید‌. بوی نم و خاک فضای اتاق را پر کرده بود. باد پرده حریر سفید رنگ را به سقف می‌رساند. گلبرگ های شمعدانی تکان می‌خورد. گلدان تکان می خورد. سرش مورمور می‌کرد. بی آنکه یاد معشوقه اش بیفتد. خون های همرنگ گل های شمعدانی جاری شده بود. کاش باران می توانست تک گل شش گلبرگی را از میان رود خون نجات دهد.

ریحانه ندافی متولد سال ۱۳۸۴ در شهرستان بردسکن است. او هم‌اکنون دانشجوی مقطع کارشناسی رشته‌ی آموزش دانش‌آموزان با نیازهای ویژه دانشگاه فرهنگیان می‌باشد.علاقه‌ وی به نویسندگی از دوران متوسطه اول شکل گرفت. او با اشتیاق فراوان وارد دنیای ادبیات و داستان‌نویسی شد و همین علاقه باعث شد در دوره‌ی داستان‌نویسی استاد صادق‌پور که توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شد، شرکت کند.ریحانه ندافی علاوه بر این دوره، در کلاس‌ها و جلسات داستان‌نویسی اداره فرهنگ و ارشاد نیز به طور مستمر حضور داشت. او هیچ‌گاه از نوشتن و تمرین مداوم دست نکشید و همین استمرار باعث شد نخستین داستان‌های کوتاه خود را با جدیت بیشتری به نگارش درآورد.

در حال حاضر او به عنوان یکی از استعدادهای ادبی شهرستان بردسکن شناخته می‌شود که مسیر نویسندگی را با پشتکار ادامه می‌دهد.

پایان پیام 

علی رضائی

درباره علی رضائی

مدیر مسئول پایگاه خبری بردسکن فعال سیاسی، مطالبه گر و خبرنگار روزنامه های کثیر انتشار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *