آیا هندوها به منجی معتقدند؛ منجی هندوییسم کیست؟
منجی هندوییسم چه ویژگیهایی دارد و معنای اعتقاد هندوها به منجی چیست؟
صدای بردسکن : آیین هندو آیینی باستانی و اعجابانگیز و در عین حال مملو از تفاسیر، فرقهها و رسوم مختلف است؛ تا جایی که گاه اعتقادات و باورهای متضاد با هم را هم در این آیین مشاهده میکنیم. وجودی که همه چیز از او سرچشمه گرفته در دین هندو Aum (Om) نام دارد، که سه خدای برهما، ویشنو و شیوا از او آفریده شدهاند. برهما خدای آفریننده، ویشنو خدای حافظ و شیوا خدای جنگ و نابودی است.
یکی از اعتقادات جالب توجه در آیین هندو تمثل مادی و جسمانی خداست که به آن آواتار گفته میشود. خدای ویشنو بیشترین آواتار را داشته که در میان آنها ماهی، لاک پشت، گراز، ناراسیمها (مرد-شیر)، وامانا (کوتوله) ظهورهایی عمومی هستند و پاراشوراما، راما، کریشنا، بودا و کالکی ظهورهای خاص او با خصوصیات انسانی مشخص هستند که در زمان و مکانی خاص رخ دادهاند. آخرین آنها یعنی کالکی یا واونگری، کالکین یا کالاکی همان منجی هندوییسم است که سوار بر اسب سفید خواهد آمد و نابودکننده پلیدی تاریکی و دروغ خواهد بود.
از لحاظ ماهیت میتوان منجی هندوییسم را موعودی شخصی و متعین دانست؛ زیرا کالکی آخرین تمثل خدای ویشنو انسانی با نام و نسب خانوادگی و حتی محل تولد مشخص است که تمامی ویژگیهای او در متون مقدس هندوان ثبت شده است. منجی هندوییسم با اینکه ویژگیهای انسانی مشخصی دارد از آنجایی که ظهوری از ویشنو یا حتی خود ویشنو دانسته میشود، موجودی الوهی است.
منجی هندوییسم در کلی یوگه یا دوره آخر ظهور خواهد کرد که از ویژگیهای آن از بین رفتن راستی و درستکاری است: «هر کس هرجا باشد به دست کلکی از پای در میآید. آنان که بیدین، آزمند، ریاکار، بدعتگذار و ستمکارند. و صدها هزاران برهمانان مسلح گرداگرد او خواهند بود. یک ارتش کامل اسبسوار و فیلسوار و ارابهسوار پشت سر او خواهد بود.»[۱]
«پروردگار کالکی پروردگار جهان اسب سفید سریعی را سوار خواهد شد و شمشیر در دست سفر خواهد کرد در سرتاسر زمین با هشت قدرت عرفانی. او میلیونها نفر را که لباس پادشاهان را دزدیدهاند، خواهد کشت.»[۲]
اگر بخواهیم منجی هندوییسم را بهتر بشناسیم، نخست باید با جهانبینی آیین هندو اندکی آشنا شویم.
جهان بینی آیین هندو
هندوییسم با بیش از چهار هزار سال قدمت پس از مسیحیت و اسلام سومین آیین بزرگ جهان است. پیروان آن بیشتر در هندوستان و جنوب آسیا متمرکز شدهاند. این دین بر پایه جاندارانگاریِ تمام عناصر طبیعت استوار است. آیین هندو بنیانگذار، عقیده و کتاب مشخصی ندارد و مملو از فرقههای بومی کوچک است، اما اصلیترین شاخههای آن مذاهب ویشنویی، شیوایی و شاکتهای است.
برای شناخت جهانبینی آیین هندو علاوه بر شناخت خدایان مربوط به این دین باید با مفاهیمی مانند مایا، نارایانا، آتمن، اجنانا، موکشا و درمه آشنا شویم.
مطابق با آیین هندو جهان سایه یا خیال برهمن خدای آفریننده است که به این مفهوم «مایا» میگویند. مایا تجلی برهمن در جهان است. بر اساس اندیشۀ هندوها انسان وجودی هم شأن با خداست که این مفهوم در قالب عبارات «نارایانا» بیان میشود. انسان در دین هندو به عنوان عالیترین مخلوق عالم، وجودی خداگونه داشته که حتی در فرقههایی از این دین با برهمن همذات دانسته شده است. دلیل این خداگونگی نیز روح یا بارقهای الهی است که در انسان به ودیعه گذاشته شده و در نتیجه او را در ذات خود به موجودی الهی تبدیل میکند. هندوها این روح نامیرا را «آتمن» مینامند و معتقدند حتی مرگ هم نمیتواند به آن آسیبی وارد کند، زاده نمیشود، نمیمیرد، سلاح، آب، آتش و باد در آن نفوذ نمیکند و ثابت و پایدار و بدون تغییر است.[۳] این تفسیر بسیار به تفسیر اسلام از روح و نفس آدمی نزدیک است.
این وجود نامیرا با وجود فناناپذیری و ویژگیهای خاصی که دارد، گرفتار مفهومی همارز با گناه نخستین در مسیحیت است که آن را با نام «اجنانا» بیان میکنند. جهل اجنانا در واقع همان وابستگی انسان به امور طبیعی و لذات نفسانی زندگی مادی است. این لذات جاودانگی روح انسان را تحت شعاع خود قرار میدهد و سبب گرفتاری روح در چرخه بازپیدایی یا تناسخ میشود، اما اجنانا که از آن با نام «اویدیا» هم یاد شده پایانپذیر است و میتوان بر آن پیروز شد و به رستگاری رسید. هندوها این رستگاری را «موکشا» مینامند.
موکشا یا همان رهایی و آزادی از چرخه زندگی دوباره و بازپیدایی به وسیله تناسخ سرنوشت سعادتمندانهای است که هر انسانی باید به دنبال آن باشد. کسی که به موکشا برسد به مقام و مرتبه روحانی محض دست یافته و از قید و بند زندگی مادی رها شده است؛ در واقع انسانی که به موکشا رسیده با چشمپوشی از لذات مادی توانسته وجود روحانی خویش را به تمامی بروز دهد. آتمن فردی که به موکشا میرسد به خدا شبیه شده و به قرب خداوند خواهد رسید. این شباهت میتواند حتی پیش از مرگ هم برای کسی که از لذات مادی بریده است، رخ دهد؛ در نتیجه میتوان ریشه ریاضتهای عجیب و غریب مرتاضان هندو را در همین باور دانست و میتوان آنان را سرگشتگانی به دنبال رهایی از اجنانا و در طلب رسیدن به موکشا تعبیر کرد.
رسیدن به موکشا رسیدن به اصل و پیدا کردن گوهر وجودی خویش است که هر انسانی همیشه آن را داشته و فقط آن را در پشت تعلقها و خواستههای نفسانی خویش گم کرده است؛ پس رسیدن به موکشا به نوعی رسیدن به معرفت وجودی خویش است. مطابق با باورهای هندوییسم این معرفت از طریق راههای سهگانه جنانا، بهگتی و وکارما یا معرفت، عشق به خدا و اصول اخلاقی به دست خواهد آمد. هرچند در کتابهای مختلف آیین هندو راههای مختلفی برای رسیدن به این هدف معرفی شده؛ اما میتوان با اندکی تفاوت این توصیه را مهمترین توصیه برای رسیدن به موکشا یا سعادت جاودانه دانست.
طبق آنچه گفتیم مهمترین وظیفه هر هندو رسیدن به معرفت وجود خویش و تلاش برای شکستن چرخه زندگی دوباره است. این وظیفه همان استقرار «درمه» به معنای دین و نظم کیهانی است. استقرار و برپایی درمه یکی از مهمترین خویشکاریهای منجی هندوییسم است. زمانی که کلکی ظهور کند، درمه به طور کامل مستقر خواهد شد؛ یعنی افراد به راحتی به سعادت دست خواهند یافت. منجی هندوییسم با برانداختن ریشه ظلم و فساد، نابود کردن تبهکاران و برپایی عدل و امنیت سبب استقرار درمه خواهد شد.
منجی هندوییسم نجات دهنده از رنج بازپیدایی
آنچه از جهانبینی و هستیشناسی هندوییسم گفتیم، مطابق با اشتراکات فرق گوناگون بود و نکته حایز اهمیت در اینباره نزدیکی و همسانی این اعتقادات با باورها و جهانبینی مشترک ادیان الهی است. نکتهای که میتوان از آن فطری بودن نیازهای درونی انسان و سرچشمه مشترک تمامی ادیان را نتیجه گرفت؛ هرچند که آیین هندو مانند رودی است که پس از جدا شدن از سرچشمه مشترک بسیار گلآلود شده و با باورها و خرافات بسیاری آمیخته شده، به گونهای که بهراحتی نمیتوان ماهیت آن را تشخیص داد، اما هنوز هم میتوان رد پای نیازهای فطری انسان و پاسخ عقلانی به این سوالات را در این آیین مشاهده کرد.
نیاز بشر به آینده روشن فردی و اجتماعی هم یکی از نیازهای فطری و جهان شمول انسان است که پاسخ آیین هندو به این پرسش دیرپا را میتوان در شمار زیادی از کتب مقدس این آیین پیدا کرد. در اوپانیشاد، ریگودا، ماللهند، بهگودگیتا، شانکارا، باسک و شاکمونی اشاراتی به ظهور منجی هندوییسم، خصوصیات جهان پیش و پس از منجی و خصوصیات فردی منجی وجود دارد.
منجی هندوییسم برای برقراری نظم نخستین حاکم بر جهان ظهور میکند، پس از ظهور او جهان به نظم ابتدایی خود بازگشته و نظم طبقات اجتماعی مطابق با باور هندوان برقرار خواهد شد؛ البته ظهور او با اتفاقاتی عظیم در کل عالم همراه است که ظهور او را به پایان ظلم، بیعدالتی، تاریکی و دروغ تبدیل خواهد کرد:
«ویشنو در انتهای این عصر تاریک به شکل مردی ظاهر خواهد شد که سوار بر اسبی سفید است با شمشیری درخشان در دستش که در مورد گناهکاران قضاوت خواهد کرد و به نیکوکاران پاداش خواهد داد و ارزش گمشده طلا را به آن باز خواهد گرداند.»[۴]
«پادشاهان زمین از ارواح پست، خشن و معتاد به حماقت و شرارت خواهند بود. آنان بر زنان، کودکان و گاوان مرگ را جاری خواهند کرد. اموال زیردستان خود را تصرف خواهند کرد. نیرو و اراده محدود خواهند داشت و در بیشتر جاها به سرعت صعود میکنند و فرو میافتند. زندگیهایشان کوتاه خواهد بود. آرزوهایشان اشباع نشدنی است. مهربانی اندکی از خود نشان خواهند داد… ثروت و تقوا روز به روز کاهش خواهد یافت تا اینکه جهان از آن کاملاً تهی میشود. فقط اموال است که طبقه را تعیین میکند. ثروت تنها منبع ایثار خواهد بود. شهوت تنها پیوند اتحاد میان دو جنس خواهد بود. خطا تنها وسیله موفقیت در دعاوی خواهد بود و زنان منحصراً ابزار خشنودی شهوانی خواهند بود… و [این چنین خواهد بود] تا نژاد انسانی به فنا برود.
او [کالکی منجی] با قدرت وسوسه انگیزش تمام جنایتکاران و همه اذهان اختصاص داده شده به شرارت را نابود خواهد کرد. او دوباره اعمال نیکوکارانه را بر روی زمین برقرار خواهد کرد و اذهان کسانی که در پایان عصر کالی یوگه زندگی میکنند را بیدار خواهد ساخت و به شفافی شیشه خواهد کرد.»[۵]
«وقتی خداوند بزرگ، کالکی، نگهبان برهما، بر زمین ظاهر شود، عصر ساتیا یوگا آغاز خواهد شد و نسل جامعه انسانی صالح آفریده خواهد شد.»[۶]
در گروهی از آیات مربوط به منجی هندوییسم هم اشاراتی مستقیم به منجی مسلمانان به چشم میخورد که چند نمونه از آنها را بیان خواهیم کرد:
«در اواخر دوره چهارم، اهل زمین به فساد کشیده شده و اکثر آنها کافر مى شوند. آنان معصیتهاى بزرگ را انجام داده و حاکم آنها افراد پست خواهد بود. مردم در آن روز به گرگها شبیهاند که همدیگر را مىدرند و غارت مىکنند. کاهنان و مردان دین فاسد مى شوند و حق با دزدان مىشود و افراد با تقوا و زاهد را تحقیر مىکنند … در آن زمان «برهمن کلا» یعنى مردى شجاع و دیندار ظهور مىکند و زمین را با شمشیر بُرندهاش از مفسدین و پلیدىها پاک کرده و افراد پاک و طاهر را حفظ خواهد نمود.»[۷]
«حکومت و دولت جهانى به دست مردم از ذریه سید خلایق عالمیان «کشن» بزرگ ختم خواهد شد، او کسى است که بر کوههاى شرق و غرب عالم حکومت خواهد کرد … و تمام ادیان الهى، یک دین خواهد شد، او که اسمش قایم و عارف بالله است، دین خدا را احیا خواهد نمود.»[۸]
«و در آخرالزمان زمین به دست مردى خواهد افتاد که خداوند متعال را دوست دارد و او از خواص بندگان خداست. نام او فرخنده و خجسته است.»[۹]
«دوره آخرالزمان به حکومت حاکم عادلى ختم خواهد شد که رهبر ملایکه و جن و انس است. حق با اوست. او بر دریا و خشکى و کوهها سیطره پیدا مىکند و از آنچه در آسمانها و زمین است خبر مىدهد و کسى بزرگتر از او متولد نشده است.»[۱۰]
«این مظهر [ویشنو] در آخرالزمان ظهور مىکند؛ در حالى که بر اسبى سفید سوار و به دست او شمشیرى برهنه است و مانند ستاره دنبالهدار مىدرخشد و همه افراد پست را به هلاکت مىرساند و زندگى نوینى را برپا کرده و طهارت و پاکى را برمىگرداند.»[۱۱]
گروهی از پژوهشگران و محققان تاریخ ادیان این گونه آیات را نتیجه اختلاط و برهمکنش میان دین هندو و اسلام و حاصل اثرگذاریهای متقابل عرفان اسلامی و عرفان هندوییسم برهم میدانند؛ البته با توجه به باور هندوها به آواتار خدایان و ظهور آنان برای سامان دادن کار جهان که از اعتقادات اصلی هندوییسم است و به علاوه نقش منجی هندوییسم و خویشکاری او که کاملاً منطبق بر باورهای درون دینی هندوییسم است، اینگونه از نظرات زیر سوال میرود.
طبق دیدگاه اسلام دلیل شباهت میان ادیان مختلف سرچشمه مشترک تمام ادیان آسمانی و منشأ فطری تمام آیینهای زمینی است؛ و در نتیجه از دید اسلام فرضیه بر همکنش و اختلاط بین دینی چندان اعتباری نخواهد داشت.
از تمامی آنچه که گفتیم نتیجه میگیریم که منجی هندوییسم زمانی در همین هزاره ما ظهور خواهد کرد و زمین را از شر تاریکی و نابسامانی نجات خواهد داد. اعتقاد به او اعتقادی رو به جلو بوده که امید به آیندهای روشن را در میان هندوها رقم میزند. ظهور او زمین را از عدل و داد پر کرده انسان را به درجهای خواهد رساند که موفق خواهد شد، تواناییهای الهیاش را به تمامی بروز دهد، از رنج رهایی یافته و به سعادت جاودانه برسد.
[۱] بهاگوتا پورانه
[۲] موعود در آیین هندو مجله شماره ۹ مقالات
[۳] گیتا
[۴] “Vishnu comes at the end of this dark age in the form of a man riding a white horse with a shining sword in his hand to judge the sinners and reward the benefactors and restore to gold its lost value.”
Al-Nadawi: Muhammad Ismail, Ancient India, Its Civilizations and Religions, p ۱۱۱-۱۱۲.
[۵] These will all be contemporary monarchs, reigning over the earth; kings of churlish spirit, violent temper, and ever addicted to falsehood and wickedness.
They will inflict death on women, children, and cows; they will seize upon the property of their subjects; they will be of limited power, and will for the most part rapidly rise and fall; their lives will be short, their desires insatiable, and they will display but little piety.
Wealth and piety will decrease day by day, until the world will be wholly depraved. Then property alone will confer rank; wealth will be the only source of devotion; passion will be the sole bond of union between the sexes; falsehood will be the only means of success in litigation; and women will be objects merely of sensual gratification…until the human race approaches its annihilation.
By his irresistible might he will destroy all the Mlechchas and thieves, and all whose minds are devoted to iniquity. He will then re-establish righteousness upon earth; and the minds of those who live at the end of the Kāli age shall be awakened, and shall be as pellucid as crystal. (The Vishnu Purana, Book IV, Chapter XXIV)
[۶] यदावतीर्णो भगवान् कल्किर्धर्मपतिर्हरि:
कृतं भविष्यति तदा प्रजासूतिश्च सात्त्विकी
After the Supreme Lord Kalki, the Lord and Master of Dharma, has incarnated, Satya-yuga will begin, and progeny will be created in the mode of goodness.
(Śrīmad-Bhāgavatam, Canto ۱۲, Chapter ۲)
[۷] ماللهند، ص ۳۲۱
[۸] بشارت العهدین، ص ۲۴۲؛ بشاره الظهور، ص ۱۷
[۹] حکومت جهانى مهدى(عج)، مکارم شیرازى، ناصر، نسل جوان، قم، چاپ پنجم، ۱۳۸۶ شمسی، ص ۵۴، جلوه گاه این عقیده در کتب هندیان و برهماییان
[۱۰] حکومت جهانى مهدى(عج)، همان، جلوهگاه این عقیده در کتب هندیان و برهماییان
[۱۱] اوپانیشاد، ترجمه محمّد داراشکوه (از متن سانسکریت)، ج ۲، ص ۶۳۷