نانِ بیرمق؛ خیانتی خاموش به سفرههای مردم
به گزارش صدای بردسکن نان، این قوت غالب، این میراث سفرههای ایرانی، امروز نه تنها پژمرده، بلکه تحقیر شده است؛ از رمق افتاده، از اصالت تهی گشته، از بوی دلانگیزش خبری نیست، از طعم گرم و گوارایش اثری نمانده است. آنچه در دستان مردمان مینشیند، نه نان که تودهای خمیر خاموش و بیهویت است، گویی از جان افتاده و از جوهر تهی شده.
بیکیفیتی آرد، بیکیفیتی نان را رقم میزند؛ هر دانه گندم، هر مشت آرد، باید حامل برکت زمین باشد، باید طعم باران را در خود حفظ کند، باید گرمای آفتاب را با خود بیاورد. اما آردی که به دست نانوا میرسد، ضعیف، پوسیده و فاقد کمترین استاندارد است؛ نه توان کشش دارد، نه انعطاف، نه آن جوهرهای که نان را به نان بدل کند. خمیر، چون تودهای بیجان ورز میخورد، بیحوصله پخته میشود و سرانجام در دستان مشتری، چون تکهای بیروح و پوچ فرو میریزد.
اما مشکل تنها در آرد و شیوه نانوایی نیست؛ بلکه در خیانت سازمانهایی است که باید مدافع حقوق مصرفکننده باشند اما در عمل فقط نظارهگر نابودی کیفیت، سوءمدیریت و فسادند. اتحادیه نانوایان، سازمان حمایت از حقوق مصرفکنندگان، و جهاد کشاورزی، هر سه در برابر این فاجعه، یا سکوت کردهاند، یا تنها گزارشهای بیخاصیت منتشر میکنند، یا با سهلانگاری خود بر تخلفات مهر تایید میزنند.
نان دولتی که باید با قیمت مناسب و عادلانه در دسترس مردم باشد، به واسطه عدم نظارت، از مسیر اصلی منحرف شده و در مغازهها با اسامی جعلی چون “نان محلی” عرضه میگردد. اتحادیه نانوایان، که باید مدافع حقوق نانوایان و مصرفکنندگان باشد، چگونه این سوءاستفادهها را نادیده گرفته است؟ چگونه نظارت بر عملکرد نانواییها تا این حد ضعیف و بیاثر شده است؟
سازمان حمایت از حقوق مصرفکنندگان، نامش بزرگ و ماموریتش مشخص، اما در عمل جز بیانیههای تکراری چه کرده است؟ اگر بازرسیها صرفاً برای نمایش است، اگر تخلفات تنها با یک اخطار بینتیجه باقی میمانند، پس مردم از چه نهادی باید انتظار عدالت داشته باشند؟ اگر این سازمانها واقعاً برای دفاع از حقوق مصرفکننده بنا شدهاند، چرا فساد در حوزه تولید و توزیع نان هر روز گستردهتر میشود؟
و جهاد کشاورزی، که متولی آرد و گندم است، چگونه اجازه داده است که محصولی بیکیفیت راهی سفرههای مردم شود؟ آیا این نهادی که وظیفه تأمین و نظارت بر زنجیره تأمین آرد و نان را دارد، نمیداند که امروز نانی که در دستان مردم قرار میگیرد، چیزی جز تحقیر سلامت و حق مصرفکننده نیست؟ آیا مدیران این سازمانها خود این نان را میخورند؟ یا نان سفرههایشان از جنس دیگری است؟
مردم حق دارند بپرسند؛ حق دارند مطالبه کنند؛ حق دارند اعتراض کنند! کدام نهاد پاسخگوی این بیکیفیتی، این سوءمدیریت، این سودجویی و فساد است؟ آیا این وضعیت نتیجه بیکفایتی مدیران است، یا خیانتی آشکار به سفرههای مردم؟
و مردمان، همچنان سفرههایشان را پهن میکنند، همچنان نان را میشکنند، همچنان لقمهها را فرو میبرند، اما تا کی؟ تا کی باید نظارهگر تخریب کیفیت، نابودی حق مصرفکننده، و سودجویی بیرحم باشند؟ آیا تغییری در راه است، یا این نان بیجان، تنها سرآغاز فراموشی عدالت است؟
پایان پیام