و خدا دید؛ غزه و سکوتِ گورستانیِ جهان
| به قلم عادله رحمانی سردبیر پایگاه خبری بردسکن
در قابی که امروز مقابل چشمان ماست، دستی است که از لابهلای دیوارهای سوزناک و سیمهای خاردار، زندگی را طلب میکند. نه نان میخواهد، نه دارو، نه آب؛ فقط انسانیت را طلب میکند. این دست، دست غزه است؛ محصور، مظلوم، فراموششده.
میدانید در غزه چه میگذرد؟ فرزندانش تشنهاند؛ اما نه تنها به آب، بلکه به عدالت. پیرانش منتظر دارو نیستند، بلکه منتظر مرهمی از وجدان بیدار بشرند. زخمش نه فقط حاصل موشکهاست، بلکه از تحریم دارویی و غذایی و فریادهاییست که هرگز شنیده نشدند.
این تصویر، شاهدیست بر جنایتی که نه تنها سلاح، که سکوت آن را تغذیه میکند. جهان عرب؟ حکام کشورهای غربی ؟ سازمان ملل؟ همه در سکوتی سنگین، انگار دفن شدهاند. نه یک واکنش، نه یک تصمیم جدی، نه حتی یک شرم. فقط نگاههای خالی، بیتفاوت، و جلساتی بیحاصل.
من این سطور را نه برای ثبت در بایگانی، بلکه برای طوفان نوشتم. برای خشم مقدس انسانهایی که هنوز از درد دیگری زخمی میشوند. آیا سیاستمداران این جهان، میتوانند در مقابل خداوند بایستند و بگویند: دیدیم، شنیدیم، و سکوت کردیم؟
آیا این سکوت، مورد رضایت پیامبر ادیانشان است؟
چگونه میتوانند در محضر حقیقت، به آن پیامبر بگویند: ما کمک کردیم… اما به سکوت، نه به مظلوم.
ما پول دادیم، اما برای تحریم.
ما سلاح فرستادیم، نه صدای همدلی.
و این تاریخ، با خون کودکان غزه نوشته خواهد شد.
ای کاش این عکس، تیغی شود بر پرده خواب جهان. ای کاش این دست، ما را به دست خودمان بازگرداند. به نجات، نه از جنگ، بلکه از بیاحساسی.