جاده درونه بردسکن؛ فاجعهای ناشی از بیکفایتی مدیریتی و مطالبهای برای اصلاح فوری
به گزارش خبرنگار صدای بردسکن/این تصویر، سندی انکارناپذیر از بحران عمیق زیرساختی، سوءمدیریت و بیکفایتی اداره راه و شهرسازی است. جادهای که باید دروازهای امن و استاندارد برای ورود به استان خراسان رضوی باشد، اکنون به نمادی از فساد اداری، ضعف برنامهریزی و بیتوجهی سیستماتیک تبدیل شده است. اما این بحران فقط یک مسیله محلی نیست؛ بلکه بر اساس شاخصهای علمی و اصول مدیریت زیرساختی، نمونهای از شکست سیاستگذاری در حفظ و توسعه راهها محسوب میشود.
نقش اداره راه و شهرسازی در بحران زیرساختی
بر اساس اصول مهندسی راه و شهرسازی، یک مسیر استاندارد باید از شاخصهایی مانند مقاومت سطحی، زهکشی مناسب، تابآوری در برابر تردد سنگین و بازسازی دورهای برخوردار باشد. اما جاده درونه بردسکن فاقد این حداقلهاست. مطالعات حملونقل نشان میدهند که بیتوجهی به زیرساختهای جادهای، منجر به افزایش نرخ تصادفات، استهلاک خودروها، کاهش بهرهوری اقتصادی و افزایش هزینههای درمان و تعمیرات میشود. در این میان، اداره راه و شهرسازی، بهعنوان نهاد متولی، وظیفهای اساسی در نظارت، نگهداری و بهسازی مسیرها دارد—وظیفهای که در این منطقه بهطور کامل نادیده گرفته شده است.
مطالبه علمی و منطقی مردم این است: برنامه بازسازی مسیر، اختصاص بودجه کافی، نظارت بر اجرای طرحهای عمرانی و ارایه گزارشی شفاف از اقدامات صورتگرفته.
تردد ماشینهای سنگین معدنی؛ عامل اصلی تخریب مسیر
مطالعات حملونقل و مهندسی راهسازی تأکید دارند که تردد ماشینهای سنگین، بدون رعایت اصول مهندسی و تقویت زیرساختها، یکی از عوامل اصلی تخریب زودهنگام جادههاست. فشار بیش از حد محورهای این وسایل نقلیه بر سطح آسفالت، ترکهای عمیق و چالههای خطرناک ایجاد کرده که نه تنها کیفیت مسیر را از بین برده، بلکه امنیت رانندگان را به خطر انداخته است. تحقیقات نشان میدهند که در مناطقی با بار ترافیکی صنعتی بالا، بدون اجرای طرحهای مقاومسازی، احتمال وقوع تصادفات به میزان ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش مییابد.
در این جاده هیچ طرح کنترل و محدودیتی برای عبور ماشینهای سنگین معدنی اعمال نشده است، که مستقیماً بحران موجود را تشدید کرده است. مطالبه منطقی و علمی مردم، کنترل این ترددها، الزام معادن به مشارکت در بازسازی مسیر و اجرای استانداردهای جادهای است.
تصادفات مرگبار؛ هزینهای غیرقابل چشمپوشی
بر اساس گزارشهای جهانی، کیفیت جاده، یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر نرخ تصادفات است. مطالعات انجامشده در موسسات حملونقل نشان میدهند که عدم استانداردسازی جادهها، تا ۵۰ درصد بر میزان مرگومیر تصادفات تأثیر دارد. تصادفات مکرر در این مسیر، جان شهروندان، مهمانان و رانندگان را گرفته و هزینههای انسانی و اقتصادی سنگینی به مردم تحمیل کرده است.
اینکه اداره راه و شهرسازی همچنان نسبت به این فجایع بیتفاوت باشد، نه تنها یک اهمال مدیریتی، بلکه نقض آشکار وظایف قانونی و انسانی است. مطالبه مردم، نه یک خواسته سطحی، بلکه نیاز حیاتی به استانداردسازی مسیر و ایمنسازی آن در برابر تصادفات است.
اقدامات فوری و مطالبهگری علمی مردم
بر اساس مدلهای توسعه شهری و زیرساختی، مردم حق دارند که از مسیولان مطالبهگری کنند. شفافیت اداری، پاسخگویی و اجرای طرحهای اصلاحی از اصول مدیریت پایدار هستند. مردم باید خواهان
– ارایه گزارش مستند از وضعیت فعلی مسیر، میزان خسارتها و علل آن باشند.
– برنامه جامع بازسازی و تأمین بودجه لازم برای اصلاح مسیر را از مسیولان طلب کنند.
– نظارت بر تردد ماشینهای سنگین معدنی و الزام معادن به مشارکت در بازسازی مسیر را مطالبه کنند.
– پیگیری جدی و مداوم برای پایان دادن به بیکفایتی اداره راه و شهرسازی داشته باشند.
این مسیر نه یک راه ارتباطی، بلکه نمادی از فاجعه مدیریتی و آزمونی برای میزان مسیولیتپذیری مدیران است. پاسخ به این مطالبه علمی، تنها راه برونرفت از این بحران خواهد بود.
انتهای پیام/علی رضایی