خاموشی های بیپایان؛ شکست مدیریتی، سکوت نمایندگان و وعدههای پوچ وزیر نیرو
به گزارش صدای بردسکن بحران خاموشیها نهتنها به یک مشکل فنی، بلکه به یک فاجعه مدیریتی تبدیل شده است—فاجعهای که هیچ پاسخگویی مشخصی ندارد، هیچ برنامهی عملی ارایه نمیشود، و هیچکس حاضر نیست مسیولیت این بحران را بپذیرد. مردم در گرمای طاقتفرسا، میان خاموشیهای بیبرنامه، خسارتهای مالی و خطرات جدی برای سلامتشان گرفتار شدهاند، اما مسیولان تنها به سکوت و بیاعتنایی بسنده کردهاند.
ناترازی برق که ریشهی این بحران است، نتیجهی سالها مدیریت ضعیف و سرمایهگذاری ناکافی در زیرساختهاست.این مشکل از مدتها پیش قابل پیشبینی بود، اما نه تدبیری اندیشیده شد، نه راهکاری اجرایی شد، و نه حتی پاسخی روشن به مردم داده شد. وزیر نیرو با وعدههای پوچ دربارهی “عدم خاموشی” تنها بر ناامیدی عمومی افزوده و اعتماد مردم را بهطور کامل از بین برده است. آیا این وعدهها هیچ پشتوانهای داشتند، یا تنها بهانهای برای گذر زمان و فرار از مسیولیت بود؟
از سوی دیگر، نمایندگانی که قرار بود مدافع حقوق مردم باشند، در برابر این بحران ویرانگر سکوتی سنگین اختیار کردهاند—سکوتی که چیزی جز تأیید ضمنی ناکارآمدی مدیریت نیست. مردم حق دارند بدانند چرا هیچ اقدام عملی برای مقابله با این فاجعه صورت نمیگیرد، چرا هیچ مقام مسیولی پاسخگوی خسارات گستردهی مالی و اجتماعی این خاموشیها نیست، و چرا همچنان راهحلهای علمی و منطقی نادیده گرفته میشوند.
قطعیهای برق یک مسیلهی فنی ساده نیست؛ بلکه نشانهای از ضعف سیستماتیک در مدیریت بحران و بیاعتنایی به رفاه شهروندان است. اگر قرار است این وضعیت ادامه پیدا کند، مردم حق دارند با صدای بلند پاسخهای روشن، برنامهای مشخص و اقدام عملی را مطالبه کنند—نه صرفاً توجیهات تکراری و وعدههایی که نهتنها مشکل را حل نکرده، بلکه وضعیت را وخیمتر کرده است.
زمان آن رسیده که مسیولان به جای سکوت، پاسخگو باشند؛ به جای وعدههای توخالی، اصلاحات واقعی انجام دهند؛ و به جای مدیریت کوتاهمدت، برای پایداری و امنیت انرژی کشور، راهکارهای علمی و عملی ارایه کنند!
پایان پیام