فاجعه زیستمحیطی در بردسکن؛ بیکفایتی یا بیمسئولیتی؟
به گزارش خبرنگار صدای بردسکن/آنچه در بیمارستان ولیعصر بردسکن رخ میدهد، چیزی جز یک بیتوجهی آشکار به سلامت عمومی نیست. در حالی که جهان به سمت استانداردسازی روشهای دفع زبالههای بیمارستانی حرکت کرده، این بیمارستان همچنان زبالههای عفونی را بدون ضدعفونی، بیهیچ ملاحظۀ علمی و بهداشتی، حمل و در زبالهگاه سوزانده، و به شکل مستقیم هوا، خاک، و منابع آب را آلوده میکند.
چه کسی پاسخگوی این فاجعه خواهد بود؟ مسیولان؟ دادستانی؟ اداره محیطزیست؟ دانشگاه علوم پزشکی؟ مگر سلامت مردم معاملهای است که میتوان نسبت به آن بیاعتنا بود؟
نابودی بیپروای محیطزیست و تهدید سلامت عمومی
زبالههای بیمارستانی حاوی انواع باکتریها، ویروسها، مواد شیمیایی خطرناک و فلزات سنگین هستند که با سوزاندن بدون استاندارد، گازهای سرطانزا مانند دیاکسین و فورانها را وارد هوا میکنند. این ذرات مرگبار در فضای شهر پراکنده شده و شهروندان را در معرض بیماریهای تنفسی، پوستی و حتی سرطان قرار میدهند.
اگر اینها کافی نیست، نفوذ آلودگیها به آبهای زیرزمینی و مصرف آن توسط ساکنان منطقه، خطر شیوع بیماریهای واگیردار و مسمومیتهای شیمیایی را افزایش میدهد. آیا بیمارستانی که باید نگهبان سلامت مردم باشد، خود به منبع انتشار بیماری تبدیل شده است؟
زبالهگردها؛ قربانیان خاموش این بیمسیولیتی
در حالی که مسیولان سرگرم بیعملی و وعدههای پوچ هستند، زبالهگردهایی که در این منطقه فعالیت دارند، ناخواسته در معرض عوامل بیماریزا قرار گرفته و خود به ناقلان بیماریهای خطرناک در جامعه تبدیل میشوند. برخورد با این مسیله، وظیفۀ انسانی و قانونی متولیان امر است، نه مسیلهای که بتوان از آن چشمپوشی کرد.
کوتاهی دادستانی و مسیولان نظارتی؛ تا کی؟
ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی به صراحت عنوان میکند که تهدید علیه بهداشت عمومی جرم است و باید با متخلفان برخورد شود. اما آیا دادستانی تاکنون اقدامی موثر برای متوقف کردن این فاجعه انجام داده است؟
این سکوت معنادار چیزی جز بیاعتنایی به سلامت مردم و تداوم رویههای خطرناک در دفع زبالههای بیمارستانی نیست.
وقت اقدام است، نه توجیه!
۱. الزام بیمارستان ولیعصر به راه اندازی سیستم اتوکلاو و امحای استاندارد زبالههای عفونی
۲. تحقیقات قضایی و برخورد با مسیولان بیمارستان به دلیل تخلف آشکار زیستمحیطی
۳. نظارت جدی سازمانهای بهداشتی و محیطزیست بر عملکرد دفع زبالههای بیمارستانی
۴. کنترل کیفیت آبهای زیرزمینی و ارایه گزارشهای شفاف درباره آلودگیهای ناشی از این وضعیت
۵. حمایت از زبالهگردها و اجرای طرحهای آموزشی برای کاهش آسیبهای ناشی از تماس با زبالههای آلوده
در برابر این بحران آشکار و تهدیدی علیه سلامت عمومی، دیگر جایی برای سکوت و بیعملی نیست. مسیولان باید پاسخگو باشند، نه نظارهگر!
آنچه در بیمارستان ولیعصر بردسکن رخ میدهد، چیزی جز یک بیتوجهی آشکار به سلامت عمومی نیست. در حالی که جهان به سمت استانداردسازی روشهای دفع زبالههای بیمارستانی حرکت کرده، این بیمارستان همچنان زبالههای عفونی را بدون ضدعفونی، بیهیچ ملاحظۀ علمی و بهداشتی، حمل و در زبالهگاه سوزانده، و به شکل مستقیم هوا، خاک، و منابع آب را آلوده میکند.
چه کسی پاسخگوی این فاجعه خواهد بود؟ مسیولان؟ دادستانی؟ اداره محیطزیست؟ دانشگاه علوم پزشکی؟ مگر سلامت مردم معاملهای است که میتوان نسبت به آن بیاعتنا بود؟
نابودی بیپروای محیطزیست و تهدید سلامت عمومی
زبالههای بیمارستانی حاوی انواع باکتریها، ویروسها، مواد شیمیایی خطرناک و فلزات سنگین هستند که با سوزاندن بدون استاندارد، گازهای سرطانزا مانند دیاکسین و فورانها را وارد هوا میکنند. این ذرات مرگبار در فضای شهر پراکنده شده و شهروندان را در معرض بیماریهای تنفسی، پوستی و حتی سرطان قرار میدهند.
اگر اینها کافی نیست، نفوذ آلودگیها به آبهای زیرزمینی و مصرف آن توسط ساکنان منطقه، خطر شیوع بیماریهای واگیردار و مسمومیتهای شیمیایی را افزایش میدهد. آیا بیمارستانی که باید نگهبان سلامت مردم باشد، خود به منبع انتشار بیماری تبدیل شده است؟
زبالهگردها؛ قربانیان خاموش این بیمسیولیتی
در حالی که مسیولان سرگرم بیعملی و وعدههای پوچ هستند، زبالهگردهایی که در این منطقه فعالیت دارند، ناخواسته در معرض عوامل بیماریزا قرار گرفته و خود به ناقلان بیماریهای خطرناک در جامعه تبدیل میشوند. برخورد با این مسیله، وظیفۀ انسانی و قانونی متولیان امر است، نه مسیلهای که بتوان از آن چشمپوشی کرد.
کوتاهی دادستانی و مسیولان نظارتی؛ تا کی؟
ماده ۶۸۸ قانون مجازات اسلامی به صراحت عنوان میکند که تهدید علیه بهداشت عمومی جرم است و باید با متخلفان برخورد شود. اما آیا دادستانی تاکنون اقدامی موثر برای متوقف کردن این فاجعه انجام داده است؟
این سکوت معنادار چیزی جز بیاعتنایی به سلامت مردم و تداوم رویههای خطرناک در دفع زبالههای بیمارستانی نیست.
وقت اقدام است، نه توجیه!
۱. الزام بیمارستان ولیعصر به راه اندازی سیستم اتوکلاو و امحای استاندارد زبالههای عفونی
۲. تحقیقات قضایی و برخورد با مسیولان بیمارستان به دلیل تخلف آشکار زیستمحیطی
۳. نظارت جدی سازمانهای بهداشتی و محیطزیست بر عملکرد دفع زبالههای بیمارستانی
۴. کنترل کیفیت آبهای زیرزمینی و ارایه گزارشهای شفاف درباره آلودگیهای ناشی از این وضعیت
۵. حمایت از زبالهگردها و اجرای طرحهای آموزشی برای کاهش آسیبهای ناشی از تماس با زبالههای آلوده
در برابر این بحران آشکار و تهدیدی علیه سلامت عمومی، دیگر جایی برای سکوت و بیعملی نیست. مسیولان باید پاسخگو باشند، نه نظارهگر!
انتهای پیام/